ماهنامه سبک زندگی

انار، شمارۀ‌ 10 / آذر 1396

انار، شماره‌ی ده/ آذر 1396
ماهنامه‌ی الکترونیکی کوزه- انار
اپلیکیشن کوزه
صاحب‌امتیاز: موسسه‌ی فرهنگی و هنری «کوزه‌ی نقش و نگار»
اعضای هیئت‌مدیره: سیدحمیدرضا خلیل‌پور، انوشه آقایی، پریا آقایی
مدیرمسئول و سردبیر: پریا آقایی


دبیرتحریریه: المیرا حصارکی
نظارت هنری: مقداد ساداتی
همکاران این شماره:  زینب ارسطو،  مهتاب خسروشاهی، سحر سرمست، فاطمه عرب زاده، شرمین نادری، گلنوش صفارزاده، آوا فیاض، سهیل اکبری


طراح و صفحه‌آرا: علی گنجوی
عکاس: فربد جعفرپور
دبیر چندرسانه‌ای: مهدی دزیانی


با سپاس از هومن برق‌نورد، ویدا جوان، نیما رییسی، رضا دادویی، خسرو شهراز، فریدون جیرانی، کاوه آهنگر، فاطیما بهار‌مست، روژان آریامنش، علی خدایی، علی گلشن 
عکس جلد: فربد جعفرپور

ویدیو ها برگشت به ليست

صفحه3
نوستالژی بازی در برگریزان پاییز
سخت است باور کنیم همین سه جوان رعنایی که جلوی مان نشسته اند،همان سه کودک با نمکی باشند که هر کدام با حضور در سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی هزار و یک خاطره شیرین برای ما ساختند و حالا خودشان کسب و کار خودشان را دارند. یکی کارگردانی می‌کند و دیگری سریال اینستاگرامی می‌سازد و آن یکی هم بازیگر سریال‌ها و نمایش‌های روی صحنه است. آن‌ها دیگر «دختر موفرفری بانمک» یا «پسر بامزه» و ... نیستند. هر کدام هویت خودشان را دارند. در فضای فرهنگ و هنر کار می‌کنند و لیست بلند و بالایی دارند که برای رسیدن به آن ها روزشمار گذاشته‌اند

صفحه 7
لک‌بَری از برگِ پوست
سوز موذی‌ای که دست‌هایش را حلقه می‌کند دور تنه درختان تنومند و جا خوش می‌کند؛ یا می‌پیچد و می‌چرخد و برگ‌ها را از تنه درخت جدا می‌کند، روی دست‌ها هم رد خودش را باقی می‌گذارد. گاهی چنان رد عمیقی می‌اندازد که سرخی و کبودی‌اش تا ماه‌ها بعد از رفتن پاییز، روی دست باقی است. این سوز، پوست دست‌ را چنان کویر می‌کند که گاهی باید بااحتیاط دست به دست زد تا فریاد آدم بلند نشود! کرم و مرطوب‌کننده هم افاقه نمی‌کند و باید سراغ وازلین رفت. خلاصه اینکه سوز پاییز با پوست دست و صورت سرجنگ دارد. بنابراین باید پیش از اینکه به پوست دست آسیب برساند و آن را زشت و خط خطی و کدر کند، برای مراقبت از پوست، آستین بالا زد.

صفحه 12:
اگر به سرتان نزند سالم می‌مانید!
پاییز، حال عجیبی دارد! حال آدم بلاتکلیفی را دارد که نمی‌داند قرار است گریه‌ کند، بخندد، خوشحال باشد یا غمگین! خلاصه که حال عجیب و غریب پاییز نه تنها هوا که حال آدم‌ها را هم متغیر می‌کند. اگر دچار افسردگی پاییزی نشوید به احتمال زیاد ممکن است سرماخوردگی دامن‌تان را بگیرد. دلیلش بی‌توجهی شما نیست؛ حال عجیب پاییز است که هر روز و هر ساعت از روز، به شکلی است. سرماخوردگی، اگرچه به ظاهر بیماری ساده‌ای است اما اول اینکه مثل هر بیماری دیگری دردسرهای خودش را دارد و دوم اینکه اگر مراقب نباشید و به موقع درمانش نکنید تا آخر پاییز با شماست و نمی‌گذارد از زیبایی‌های این فصل لذت ببرید. اما نگاه تشخیصی- درمانی ما این بار، از منظر طب سنتی است. با دکتر «علیرضا عباسیان» متخصص طب سنتی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد» درباره سرماخوردگی گپی زده‌ایم که باهم می‌خوانیم.

صفحه17:
مدرک دکترای شما معتبر نیست
سال‌های دور، آدم‌ها به خاطر یک سرماخوردگی ساده، تب، اسهال و استفراغ و... از دنیا می‌رفتند. به این دلیل که داروی مناسبی برای درمان بسیاری از این بیماری‌های ساده نبود. اگر هم بود؛ برای همه شهرها دسترسی به این داروها امکان‌پذیر نبود. آن زمان، دکتر هم به اندازه حالا نبود تا به داد مردم برسد. گاهی پزشک یک شهر، معروف‌ترین آدم آن شهر بود و همه از چند فرسخی او را می‌شناختند. اما حالا پزشک حاذق کم نداریم. دارو و داروخانه هم کم نداریم؛ اما بازهم یک بیماری ساده، می‌تواند به راحتی جان افراد را بگیرد. شاید بخشی از آن خطای پزشکی باشد اما بخش دیگر، خطای خود ماست؛ خطای خودسری ما! ما به افراط در مصرف دارو دچاریم.

صفحه21:
طرح های خدا را کپی کردم
روبرتو کاوالی از همان ابتدا راه خودش را پیدا کرد و متوجه شد که با قرار گرفتن کنار لباس و تکه‌های پارچه آرام می‌گیرد. به همین خاطر بود که تحصیل در آکادمی هنر دانشکده فلورانس را نصفه نیمه رها کرد و سال ۱۹۶۵ در ۲۱سالگی به همراه یکی از دوستانی که در دانشکده با او آشنا شده بود به چاپ روی تی‌شرت روی آورد و در مرحله بعدی با چند مرد جوان هم‌سن و سال خودش کارخانه‌ای کوچک را به راه انداخت و کار چاپ روی پارچه را گسترش داد. اوایل دهه ۷۰ یک تصمیم کاملا اتفاقی گرفت. تصمیمی که دنیای مد را با یک تحول بزرگ روبرو کرد. او به دنبال همین تصمیم اتفاقی مجموعه‌ای از چاپ روی پوست حیوانات را به نمایش گذاشت. برگزار کردن این نمایشگاه و ایده چاپ روی پوست حیوانات نظر «وگ» ایتالیا را جلب کرد و بعد از آن بود که زندگی روبرتو کاوالی وارد مرحله تازه‌ای شد.

صفحه 26:
ويترين
نیم‌پالتو مردانه با طراحی بی‌نظیر «کاوالی»؛ یقه‌ای از خز مشکی با وجاهتی خاص و طراحی ساده که برای شما دست و پاگیر نیست.

صفحه 28:
یـک مهمانی، یـک رقص
نمایش «به مناسبت ورود اشکان» که براساس متنی از پوریا کاکاوند و به کارگردانی رضا دادویی است با بازی هومن برق‌نورد، نیما رییسی، الهه حسینی، ویدا جوان، خسرو شهراز، آرزو افشار، شمسی صادقی، علی امیری، آزاده نوبهار و امين ميری در فرهنگسرای نیاوران  روی صحنه رفت؛ نمایشی که اساس داستانش بر پایه یک مهمانی است. «اشکان» پسر کوچک خانواده بعد از تمام شدن تحصیلاتش به خانه برگشته و مهمانی‌ای به مناسبت ورودش ترتیب داده شده است.

صفحه 32
پرسه در مه
آاز آن دسته آدم‌هایی هستید که وقتی می‌خواهید قرار بگذارید می‌گویید همان کافه همیشگی؟ هنوز هم که هنوز است «پاتوق» برای شما پناهگاهی برای فرار از روزمرگی و شتاب زندگی امروز شهری است.؟ اگر در این دسته قرار دارید، این مجموعه گپ و گزارش با اهالی ادبیات برای شما جالب خواهد بود؛ قرار است هر شماره سراغ یکی از آن‌هایی برویم که خلاق است و در دنیای کوچکش جایی برای بروز خلاقیت‌هایش دارد، جایی برای قرار معاشرت‌هایش، جایی که کلمه‌ها تبدیل به قصه می‌شوند یا حتی خط و نقاشی‌ها شکل می‌گیرند. علی خدایی سال‌هاست در اصفهان زندگی می‌کند و وقتی شنید قرار است دوباره پرونده قدیمی پاتوق‌نشینی‌ها را باز کنیم، برای‌مان از پاتوق‌نشینی و پاتوق‌های یواشکی‌اش در اصفهان گفت.

صفحه 36
قصه‌های سرد عاشقانه
یکی از ستون‌های ثابت سینمای ایران خاطره‌های عجیبش است. خاطره‌هایی که شبیه آن‌را هیچ‌جای دنیا نمی‌توان پیدا کرد! احمدرضا درویش خاطره خوبی از نمایش فیلم «دوئل» در سینما فرهنگ دارد. فیلمی که اواسط دهه هشتاد عنوان یکی از پرهزینه‌ترین فیلم‌های سینمای ایران را از آن خودش کرده بود. «تعدادی از منتقدان بین‌المللی برای تماشای فیلم به ایران آمده بودند و بعد از تماشای فیلم به وجد آمدند، بعد از مدتی از من خواستند که آن‌ها را با مسئول جلوه‌های ویژه فیلم آشنا کنم چرا که صحنه‌های فیلم به نظرشان خیلی عالی شده بود و دوست داشتند شخصا از او تشکر کنند. آن‌ها خبر نداشتند که ما برای این فیلم تمام ایستگاه قطار را با تمام تشکیلاتش منفجر کردیم. تصور آن‌ها از سینمای ایران آن‌ هم اواسط دهه هشتاد این بود که ما می‌توانیم با کامپیوتر چنین اتفاقاتی را خلق کنیم!»

صفحه41
باورهایی از جنس گندم
تقویم را که ورق بزنیم و نگاهی به مناسبت‌هایش بیندازیم، پر است از روزهای دوست‌داشتنی. روزهایی که شاید بین روزمرگی‌ و شتاب زندگی امروز گم شده باشند. ۲۳ مهر‌ماه یکی از همین روزهاست؛ «روز جهانی زنان بومی»، روزی که به تمام زنان بومی سراسر دنیا تعلق دارد و موزه «عروسک‌ و فرهنگ» با نگاهی بومی شده برنامه‌ای شامل گفتگوی تخصصی، پخش فیلم مستند، تجربه ی پخت نان و ساخت عروسک با عنوان «نان و عروسک» را برگزار کرد. برنامه‌ای که محور اصلی آن زن بومی و روستایی بود که با یک دست نان می پزد و با دست دیگرش برای بچه هایش عروسک می سازد. در موزه نشست و کارگاه کوچکی از نان های مناطق مختلف برگزار شد که عروسک های محلی را هم کنار خودشان دارند.

صفحه 44
سفرنامه کرواسی
صبح روز سوم، زود از خواب بیدار شدیم تا اولین اتوبوس را به سمت پارک ملی کرواسی بگیریم و قبل از شلوغ شدن طبیعت حفاظت شده، از آن لذت ببریم. حدود ۱۴۰ کیلومتر از شهر زاگرب دور شدیم و سه ساعتی در راه بودیم. از مزارع گندم و بلال که پهنای آن‌ها از دشت‌ها به کوه‌ها می‌رسید عبور کردیم، از پیچ و خم‌های جاده که گه‌گاه مانند مسیر چالوس بود، گذشتیم و به «پلیتویسه»، معروف‌ترین پارک ملی این کشور رسیدیم.
تنها راه رسیدن به این پارک، استفاده از ماشین شخصی یا گرفتن اتوبوس است و به همین خاطر در ماه های شلوغ سال، توریست‌ها خیلی زودتر اقدام به خرید بلیط می‌کنند تا این برنامه را از دست ندهند؛ چرا که این پارک دومین جای پربازدید کل کشور کرواسی است و از همه جای کرواسی و اروپا به دیدن آن می‌آیند و سالانه در حدود یک میلیون نفر بازدید کننده دارد.

صفحه 49
یک تیر و چند نشان
در دنیای پرشتاب امروزی نمی‌توانید ورزش را حذف کنید. این یک واقعیت غیرقابل کتمان است. هیچ چیزی مهم‌تر از سلامت جسم و روح شما نیست و بهتر است اگر تا همین امروز آن را از منوی روزانه زندگی‌تان حذف کرده بودید دوباره آن‌را بازگردانید. سهیل اکبری کارشناس تربیت بدنی چند شماره‌ای می‌شود که با ما همراه است و تمرینات این ماه به وسیله توپ‌های جیمبال انجام می‌شود. توپ‌هایی که برای رسیدن به تناسب اندام و تمرین صحیح به ما کمک می‌کنند. فراموش نکنید قبل از این که تمرینات را شروع کنید حتماً بدنتان را گرم کنید.

صفحه53
ململ خانم
به ماشین ظرف‌شویی می‌گم ململ خانوم؛ اسمش اینه. پریزادی که بار زحمت رو از روی دوشم بر می‌داره و بی هیچ چشم‌داشتی می‌شوره و می‌سابه و دسته‌گل زیر میز می‌ذاره. ململ خانوم اما همیشه ساکت نیست. گاهی سر و صدای غریبی از دلش بلند میشه. گاهی هر چی روی سرش گذاشتم رو پرت می‌کنه روی زمین. یه جوری تکون می‌خوره که انگاری کلی حرف نگفته داره. یه دفعه هم سوخت ململ خانوم؛ تابستون پارسال، وقتی من کاملا دل‌سوخته و گرفتار بودم و حتی یادم می‌رفت که غذا بخورم چه برسه به اینکه ظرف بذارم تو ماشین ظرف‌شویی. ململ خانوم من گاهی غر هم می‌زنه؛ همین‌طوری وقتی نشستی جلوی تلویزیون و حواست نیست

ویدیوهای این شماره

image

همين الآن نصب
و شروع به خواندن کنيد !

نسخه ی آی او اس بزودی در دسترس قرار خواهد گرفت .